اون پسربچه نشسته بود کنار خیابون و دستمال کاغذی می فروخت.
من و بقیه از کنارش رد می شدیم و به فکر سِت کردن لباسامون بودیم.
مرده شور این دنیای سرمایه داری رو ببرن!
RSS