آخرین باری که بهم زنگ زدی بدجوری به هم ریخته بودی. گفتی " به این ترانه های جدید که گوش می دم یادِ خودم می یفتم."
چیز عجیبی نبود.حال و روز خیلی از شاعرای این دوره،حال و روز کسیه که شکست خورده و بدجوری حالش گرفته شده.
باهام حرف می زدی و من از اینور خط بغضمو نگه داشته بودم. گفتی که خواب دیدی داری وضع حمل می کنی و به شدت درد می کشی. بهت گفتم ای بابا! این که تعبیر خیلی خوبی داره!
همینجوری این حرفو زدم.من از تعبیر خواب هیچی نمی دونستم.اما تو خوشحال شدی. گفتی که از صحبت کردن با من انرژی گرفتی.گفتی که امیدوار شدی.و خداحافظی کردی.نگفتی برای همیشه میری. اما رفتی.